تبليغاتX
مهستان - تبار شناسی گروههاي سیاسی اجتماعي در ايران (2)

در میان تمامی جریانات که در عرصه سیاسی کشور فعال بوده و هستند همیشه رگه هایی وجود داشته اند که با شعار وحدت سعی در نمایاندن راهی برای برون رفت از برهه های حساس و گاه خطر آفرین داشتند.

این رگه ها را البته به ندرت میتوان در جریان سیاسی حاکم بر کشور یافت جریانی که به گفته دوست وبلاگ نویسم (فضولباشی)نو محافظه کار نام گرفته اند.(در پست قبلی شرح مفصلی از آنان داده ام)

همین جریانات وحدت طلب اگر خوب دقت کنیم به واسطه تعاریف و نگرشی که نسبت به وحدت داشته اند خود به چند بخش تقسیم میشوند .

انواع وحدت از دیدگاه جریانهای وحدت طلب...

وحدت در رویه.وحدت در هدف.وحدت در دیدگاه.وحدت در سخن و حتی وحدت در تفکر...!

با نگاهی اجمالی میشود دریافت که  انواع مختلف این وحدتها در برهه های مختلف در کشور تمرین شده که البته بسته به شرایط و استلزامات مختلف قابل اعتنا بوده است.

برخی جریانات وحدتی را مناسب میدانند که بر افکار و سخنان و حتی دیدگاه همگان سیطره یافته و به موجب آن حرفی زده شود تفکری بیان شود و مسائلی دیده شود که همان جریان میخواهد.و البته قطعا زمانی چنین امری اتفاق میفتد که زور و قدرت نظامی و امنیتی بر جامعه نخبگان سایه افکنده و دروغ و ریا و نیرنگ بر سطح جامعه میانی مستولی شده باشد.

اما عمر چنین وحدتی آنچنان کوتاه است که با یک چشم بر هم زدن در عمر سیاسی این جریانات از هم میپاشد.به زبانی دیگر این وحدت نیست که بر جامعه حاکم بوده بلکه نتیجه عملکرد دیکتاتوری است که بر جامعه حکم میرانند.

چنین وحدتی(اگر همچنان اسمش را وحدت بدانیم) عملا کارکرد قابل قبول و اعتنایی ندارند جز کارکرد تبلیغاتی و نمایشی در مقابل دشمنان بیرونی (واقعی و گاه مجازی) .و تا زمانی دوام دارد که فضا فضای غبار آلود و همراه با ترس و واهمه از یک دشمن (واقعی و یا مجازی)بوده و التهاب و تنش بر جامعه میانی حاکم باشد.

اما نوع دیگری از وحدت آن است که محرکش نه هیئت حاکمه که شرایط داخلی و خارجی است.

در ایجاد چنین وحدتی نقش NGOها و رسانه ها و نخبگان مستقل دانشگاهی و مذهبی انکار ناپذیر است .این وحدت عمری میان مدت داردو البته اثرا ت مثتب و خوب آن در همگرایی طبقات مختلف جامعه آنقدر زیاد هست که محدودیت های مقطعی آن در گردش نظرات گوناگون نخبگان نادیده انگاشته شود.

دوران جنگ و یا انقلاب نمونه بارزی از تولید چنین و حدتی در جامعه میباشد.

این دو نوع وحدتی که توضیح دادم بین ملت و دولت(حکومت) در گردش است.یعنی گاه  دولتمردان چنین وحدتی را به جامعه تزریق میکنند و گاه کنش مردم و طبقه میانی و پایینی جامعه واکنش مسولان و دولتمردان در رسیدن به وحدت در پی دارد.

سوال:آیا میتوان  به بهانه ترس از  تک صدایی شدن جامعه بواسطه جریان نوع اول وحدت را امر مضر دانست و یا به بهانه جلوگیری از هرج و مرج و آزادی بی حد و حصر چارچوبی خشک و ضمخت به نام وحدت را چاره کار دانست.؟

آنچه مهم است این است که بدانیم هر جامعه ای راهی را میرود که فرهنگ و تمدن آن در طول سالیان دراز آن را هموار کرده و اگر بخوانیم راهی که خلاف آنچه در باور جامعه میگنجد و مقبول است بسازیم قطعاً با مشکل روبرو خواهیم شد...

اینکه دم از وحدتی بزنیم که خود آنرا با قوانین و تفکرات خودمان ساخته ایم و دیگران را وارد آن چارچوب کنیم بدون اینکه برای تفاوت تفکرات و نگرشها اصالتی قائل باشیم تنها ساختمانی ساخته ایم که در درون خود بشکه های بزرگ باروت جای داده است و با کوچکترین تلنگری منفجر میشود.

فکر میکنم تنها در صورتی میتوان وحدت را کلمه ای دانست که با تاسی به آن جامعه را به سمت تعالی در هر بعدی راهی کرد که زیر ساخت آنرا که آزادی افکار مختلف بیان هر نوع اندیشه(غیر از آنها که اندیشه انسانی و صلح بشری و اخلاقی را زیر سوال میبرند) و آزادی در ارائه هر نوع راهکار عملی و منطقی است آماده سازیم.

به عبارت دیگر وحدت یک ملت و جامعه چیزی نیست که بواسطه دستور و بخشنامه و یا خواهش و تمنا و توپ و تانک بر جامعه حاکم شود و پایدار بماند. بلکه فضایی است که بواسطه چرخش افکار در همه اقشار به طور ناخودآگاه بوجود میاید.

جواب نظرات پست قبلی:

پ.ن1:در جواب (عدالتخواه)باید بگم نظری که برای من گذاشته بودی خود گواه درست بودن حرفام بود به راحتی دیگران رو حیواناتی ترسیم کردی که باید با اونها جنگید چه کسی این حق رو برای شما قائل شده؟قاضی کی بود و مجری چه کسی؟در ضمن اوج نفرت رو تو حرفهای خودت ببین... دنبال بهانه هستین برای جنگیدن و کشتن و نابود کردن... البته نمیدونم چرا این شجاعت فقط در مقابل هموطنان داخلی که هیچ سلاحی جز قلم و سخن نداشتن بروز پیدا میکنه ...!دوست عدالتخواه من جواب این پرسش منو نمیده که بر چه اساسی به متجاوزان انگلیسی کت و شلوار آنچنانی میدن با فرش دستباف و پسته راهیشون میکنن و تازه رئیس جمهور محترم و غیور و شجاعمون به همراه باقی مسولین برای گرفتن عکس یادگاری سر و دست میشکنن...؟(البته اون نامه 2 خطی تونی بلر مبنی بر ضرب الاجل 48 ساعته میتونه دلیل خوبی باشه..)عدالتخواه به جای توپ و تشر اومدن جواب این پرسشو بده چرا متهم فرانسوی بر عکس داخلیها با لباس تشریفاتی میاد دادگاه و بعد تا رسیدگی به اتهاماتش برعکس بقیه به هتل سفارت برمیگرده...(خون اونا رنگینتره یا دردسرشون بیشتر؟)راستی یادم رفت چه شد که بعد از انتخابات تنها کشوری که سفیرش را فرستاد برای تبریک انگلستان بود؟تاریخ رو هم خوب بلدم تا اونجا که یادم میاد در زمان دولت آقای دکتر بود که وزارت امور خارجه در کمال وقاحت سهم ایران از دریای خزر رو بر عکس دولت خاتمی یازده و نیم درصد اعلام کرد.در زمان دولت دکتر بود که سازمان جهانگردی و ایرانگردی برای اولین بار جزواتی در سالن کنفرانس سران کشورهای غرب آسیا پخش کرد که در اون به جای خلیج فارس نام مجعول خلیج ... چاپ شده بود.در زمان همین دولت بود که نام خلیج فارس از روی جلد کتاب فارسی کلاس اول محو شد.باز هم بگم از میهن پرستی؟یک گزارش رسمی از اعتراض دولت نسبت به اعلام ترکیه و امارات مبنی بر ترک بودن یا عرب بودن برخی دانشمندان و شاعران ایرانی بیان کنید.حالا برویم سر عدالت و انساندوستی بی زحمت یک مورد از محکوم کردن کشتار مسلمانان چچن توسط روسیه و یا مسلمانان چین بدست حاکمان کومونیست توسط رئیس محترم دولت و یا دوستان و هواداران ایشان ذکر کنید... !آیا عرب بودن یک مسلمان شاخصه انسان بودن اوست؟چگونه کشتار و تجاوز به معترضین انتخابات در چشم دکتر منطقی و شایسته و بایسته است اما متفرق کردن معترضین به جهانی سازی اقتصاد در کشورهای غربی توسط پلیس و آب پاش و...له کردن حقوق بشر است؟نگویید دروغ است که به قول ما ترکها مرغ پخته زیر پلو هم خنده اش میگیرد.

جالب است شما خود را ظاهرا و فعلا و حتما بیشتر میدانید ...از چه کسانی بیشتر میدانید آماری که دارید از کجاست؟نکند منظور نظرتان برگه های رائی است......(ببخشید شجاعت شما و امنیت شما را ندارم که زبان باز کرده چشم ببندم و بگویم و نبینم)

دوست عدالتخواه من آیا پنهان کردن و لا پوشانی گم شدن یک میلیارد دلار از خزانه دولت خلاف عدالت نیست؟آیا فشار آوردن بر مطبوعات مبنی بر عدم اعلام وضعیت پرونده نفت اردبیل و سیصد میلیارد تومان که در زمان شهردار بودن دکترمعلوم نشد چه شد..! کشتار عدالت نیست؟

آماری که دادید از بی فرهنگی قشر مرفه و یا متوسط از کجا امده؟نکند از همان مرکز آماری که تورم 28 درصدی را 15 درصد اعلام کرد؟البته بقول شما باید دید فرهنگ از دید شما چیست؟

در آخر با کمال میل حاضرم به شبهاتی که شما و دوستانتون در مورد اصلاح طلبا دارید پاسخ بدم...!

پ.ن.2)(پروانه خانم) براتون مصداق آوردم بلکه بتونید با خیال راحت نقد کنید البته من نمیتونم درک کنم که چطور یک حکومت این همه فضای امنیتی و نظامی در یک مملکت ایجاد میکنه اونهم در مقابل یک توهم سبز؟!!!ممکنه بگید در کجای قانون اساسی و مدنی راهپیمایی بدون سلاح و آرام ممنوع اعلام شده؟قدرت طلبی؟!!!اون هم در این فضا یک مقدار غیر معقول بنظر نمیاد اونهم از طرف کسانی که میتونستند آروم یک گوشه بنشینند و مثل بعضیها با پولای آنچنانی کیف کنند؟

 

+ نوشته شده در 88/07/26ساعت 0:41 توسط علی |